.:::مصاحبه اختصاصی سایت لوری با سرهنگ احمد تقی پور.:::
مصاحبه با سرهنگ احمدتقی پور فرماندهی اسبق انتظامی شهرستان ممسنی
تاریخ مصاحبه : 4/7/1388
با سلام وخسته نباشید.
* لطفاً خودتان را بیشتر معرفی کنید. احمد تقی پور هستم ، سال 1339 در شهر آبادان متولد شدم . تحصیلات ابتدائی و راهنمایی را در خوزستان سپری کردم ، وارد دانشگاه (آموزشگاه ژاندارمری) ونک تهران شدم ، با اخذ مدرک فوق دیپلم در سال 1362 وارد نیروهای مسلح شدم. در حال حاضر دارای درجه سرهنگ تمام می باشم . سه فرزند دارم ، دو تا دختر و یک پسر .
* چند سال در جبهه جنگ بودید ؟ حدوداً 32 ماه ، که 12 ماه آن در خوزستان ، 20 ماه آن نیز در کردستان بودم .
* آیا سابقه جانبازی هم دارید ؟ بله- در سه مرحله مجروح شدم ؛ مرحله اول : بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سمت چپ شکم ، در شهر کردستان مرحله دوم : از ناحیه آرنج دست راست مجروح شدم مرحله سوم : براثر اصابت ترکش ؛ از ناحیه های کمر ، فک ، مچ پای راست ، ساق دست چپ مجروح شدم . * از دوستان دوران جنگ که شهید شدند ، نام ببرید. ستوان شیرنسب (اهل خرم آباد ) ستوان معروقی (اهل مشهد) * از سوابق کاری تان صحبت کنید . من 28 سال سابقه خدمت در نظام جمهوری اسلامی ایران را دارم ، که ابتدا رئیس شعبه جناهی آگاهی و رئیس شعبه جرائم چرک بودم ، فرماندهی انتظامی شهر فسا و نورآباد ممسنی نیز از سوابق کاری من می باشد .
* در این مدت ، سخت ترین مسؤولیت شما در کدام شهر بوده است ؟ همه مسؤولیت های من سخت بوده اند ، هیچ محل راحتی نداشته ام . (همراه با خنده) اما خدا در تمام مراحل به ما کمک کرد .
* از چه سالی و چگونه به شهرستان ممسنی آمدید ؟ در تاریخ 26/6/1384 ، بنا به صلاح دید فرماندهان و انجام وظیفه به نورآباد آمدم . * هنگام آمدن به شهر نورآباد چه حس و حالی داشتین ؟ از قبل شناخت کافی داشتید؟ هیچ شناختی نداشتم . تا حدودی در مورد شهر و مردمش صحبت شده بود. جو نورآباد طوری است ، که هر کسی بخواد بیاد در این شهر خدمت کند ، به قول معروف از درگیری هاش بیشتر صحبت می کنند تا محاسن شهر. من وارد نورآباد که شدم ، به عین از نزدیک دیدم ، واقعاً نورآباد مشکلات خاص خودش رو دارد ، در واقع یک کارگاه آموزش عملی مدیریت بحران می باشد . و تنها چیزی که تمام این مشکلات رو حل می کنه ؛ اول توکل به خدا و بعد قدرشناسی مردم می باشد . * اگر به چهار سال قبل برگردیم ، دوباره به نورآباد می آمدید ؟ من هر جایی که فرماندهان صلاح ببینند ، از نظر خدمت هیچ مشکلی ندارم والان هم هر جایی که صلاح بدونند می روم و در آنجا خدمت می کنم . * اولین شهروندی که در نورآباد ، با شما آشنا شد و با شما همکاری کرد ، چه کسی بود ؟ ( به عبارت دیگر اولین دوست شما در نورآباد ؟) در ابتدا هیچ رابطه ای با کسی نداشتم ، اگر رابطه ای هم بود ، رابطه ی کاری بود ، اما دوستان زیادی بودند و الان هم خیلی هستند. [ ایشان اسم بردند ، اما به صلاح خودشان گفتند که در گزارش قید نکنم ] ما هم به فرمان ایشان احترام می گذاریم .
* سال اولی که به نورآباد آمدید ، اوضاع امنیتی نورآباد را چطور می دیدید ؟ این رو بگذارید مردم خودشان قضاوت کنند ، می توانند به حافظه هاشون رجوع کنند.
* حال این اوضاع را چطور می بینید ؟ باز هم قضاوت با مردم
* دلیل ترک کردن شهر نورآباد را بفرمائید . به دلیل درخواست شخصی خود از این شهر می روم. جایگاه سازمانی نورآباد ، دارای رتبه 16 می باشد . (جایگاهی برای سرهنگ تمامی ) من درخواست جایگاه بالاتر را دادم که با موافقت فرماندهی کل، به یک جایگاه بالاتر می روم ، یعنی به جایگاه 17 .
* بعد از شهر نورآباد ، کجا خواهید رفت ؟ هر کجا خدا بخواهد و سازمان .
* آیا به شما اعلام کرده اند ؟ بله – به احتمال زیاد مرودشت می روم . چون جایگاه آنجا 17 می باشد .
* آیا از جانشین خود در نورآباد اطلاعی دارید ؟ خیر
* او را می شناسید ؟ هیچ شناختی از ایشان ندارم ، حتی از نظر ظاهری.
* نام ایشان ؟ بذارید مسؤولین اطلاع رسانی کنند.
* در این چند سالی که در نورآباد بودید ، آیا از مردم شهر گلایه ای دارید ؟ بله- مشارکت مردم شهر نورآباد در زمینه امنیت کم می باشد .
* نظرتون در مورد دینداری مردم شهر نورآباد رو بفرمائید . همه جا هم خوب دارد و هم بد – دین چیزی نیست که ما درموردش صحبت کنیم . دین یک چیز اعتقادیه ، هر جایی انسان های معتقد داره ، بی اعتقاد هم دارد . بطور کلی نورآباد بد نیست. * نظرتون در مورد هیئت های مذهبی شهرستان چیست ؟ هیئت های شهر نورآباد احتیاج به یک سازماندهی کلی دارد ؛ مخصوصاً در مورد مسؤولین هیئت ها . به هر کسی که نباید مسؤولیت داد. به اعتقاد افراد ، وجهه آنها در بین مردم باید توجه کنند ، فردی باید مسؤولیت یک هیأت رو به دست بگیرد که در بین مردم مورد قبول باشد . کارهای مذهبی ، کارهایی است که اگر افراد غیر مقبول و ناکارآمد به دست بگیرند ، لطمات شدیدی به پیکره دین خواهد زد. بزرگترین مشکلی که دارند ، مداحی انحصاری شده ، اجازه به دیگر جوانان نمی دهند.
* از هیأت های خوب شهر نام بشبرید . هیئت توتستان هیئتی منظم وخوب است . هیئت ابوالفضل العباس (ع) [ البته این هیئت حاشیه زیاد دارد . ] * وجود اراذل و اوباش در شهر نورآباد رو چطور می بینید. اراذل و اوباش به معنایی که در قانون تعریف شده ، در نورآباد حداکثر به تعداد انگشتان یک دست وجود دارد . اما جو نورآباد ، طوری است که با توجه به عشیره ای و طایفه ای بودنش، و حاکمیت جو خاصی در یک لحظه ، باعث میشود که در آن جمع و جو حاکم ، فردی حرکتی یا صحبتی انجام دهد ، که بدتر از حرکات اراذل و اوباش باشد . پس باید خوب هوشیار باشند.
* سخت ترین مأموریت شما ؟ امهای کشت خشخاش تعیین محل دفن زباله در چند کیلومتری روستای چم گل و روستای خومه زار که با مخالفت تعداد زیادی افراد ، روبرو شد . * بهترین و شیرین ترین خاطره شما از نورآباد : [ قدرشناسی مردم ] و اینکه اگر بفهمند ، مسؤولی بدون اغماز قانون رو رعایت می کنه ، این مسؤول رو قبول می کنند در سمت دیگر ، اگر متوجه شوند ، مسؤول طایفه گرائی را در نظر دارد ، درشت و ریز می کند ، براشون قابل قبول نیست. با صراحت کامل عقیده شون رامی گویند ، و این شهامت و شجاعت این مردم است .
* بهترین دوست شما ؟ ملت همه دوست ما هستند. * بدترین خاطره شما ؟ خاطرات دوران خدمت چه خوب و چه بد ، همشون شیرین است . اما خیلی از اختلافات داخل نورآباد مثل درگیریهای طایفه ای ، که این هم به علت دروغ گویی بعضی از مسؤولین می باشد ، خاطره بدی می باشد ، بعضی از مسئولین در حالی که شعار می دهند ، شهروندان نورآباد برای ما یکسان هستند ، اما آن تعصب خاص قبیله ای رو در تصمیماتشون اعمال می کنند. هیچ فکر نمی کنند که نورآباد متعلق به همه ایرانیان است و مخصوصاً نورآباد متعلق به بکش ، جاوید ، رستم ، ماهور میلاتی و . . . و کلیه شهروندان نورآباد می باشد . ملاک برتری انسان ها صرفاً تقواست ، طایفه که ملاک برتری نیست . و چون حرف عده ای از مسؤولین با عملشون مطابقت ندارد ، تأثیری هم در مردم نخواهد داشت . سخنی که از دل برآمد لاجرم بردل نشیند. زندگی میدان مبارزه است و روزی که مبارزه در آن نباشد ، استراحت و خواب شبش لذت بخش نیست .
* تلخ ترین خبری که در عمرتون شنیدید : تلخ ترین خبر برای ایرانیان فوت حضرت امام خمینی (ره) ، رهبر دینی و مذهبی ایران بود. اما تلخ تر از همه ، درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بود. که متأسفانه نشأت گرفته از افرادی بود که خودشون رو مالکین انقلاب می دانند.
* برخورد مردم نورآباد با شما چگونه بود ؟ خوب بود
* بی دردسرترین (آرام ترین) منطقه یا محله نورآباد از نظر شما چه محله ای است ؟ روستاهای شهرستان ممسنی . هیچ روستایی در شهرستان مشکلی در طی این چند سال بوجود نیاوردند.
* یک بیت شعر : به خرابــات شـو که یـــار آنجاست چشمـه روشــن و نگــار آنجـــاست. حــج آزادگــان خرابـــات اســت جـــای افتــادگـــان خرابــات است .
* چهره ماندگار ایران : فکر نمی کنم کسی در حد حضرت امام خمینی(ره) باشد .
* چهره ماندگار نورآباد : سرهنگ تژده
* بدون فکر ، در یک کلمه : نیروی انتظامی : خدمت موتورسیکلت : جوانان نورآباد : کانون بحران (باخنده) بهترین دعا : دعاهای صحیفه سجادیه ، دعای مرزداران امام سجاد (ع) رهبری : مجتهد جامع شرایط گشت شبانگاهی : یه نوع عبادت مادر : مظهر مهربانی اسلحه : از سلاح خوشم نمیاد. بستگی به انگیزه استفاده از آن داره سیاست : اصلاً خوشم نمیاد ازش (به معنای فعلی که هست ) البته سیاست اسلامی با این سیاست فعلی فرق می کنه . خشونت : زور لازم ، ولی ظلم حرام.. خشونت خوب نیست . اسرائیل : منفورترین اسمی که شنیدم .
* چیزهای مورد علاقتون رو بفرمائید : غذای مورد علاقه شما : اهل شکم زیاد نیستم گل مورد علاقه : گل رز قرمز ماشین مورد علاقه : تأثیری برام نداره رنگ مورد علاقه : کِرِم (آرام بخش) شهر مورد علاقه : همه ایران ، بویژه آبادان نماز مورد علاقه : نماز حضرت امیرالمؤمنین .
* از شغل خود راضی هستید ؟ رضائیم به رضای خدا . خودم انتخاب کردم . * چه تصمیمی برای دوران بازنشستگی گرفته اید ؟ (با خنده) اول ببینیم زنده ایم یا نه ، هنوز تصمیمی نگرفتم .
* نظر حضرتعالی در مورد مسؤولین شهر نورآباد چیست ؟ زیاد مثبت نیست ، به خاطر سیاسی کاری ، من معتقدم اگر امام (ره) الان زنده بودند ، دیگه نمی گفتند ، ملت ما خان گزیده است . می گفتند ملت ما ، سیاست مدار گزیده و سیاست کاری گزیده است ، سیاست اسلامی با این چیزی که فعلاً هست خیلی فرق می کنه .
* بهترین مسؤول شهر در طی این چهار سال که شما بودید ؟ ما از هم راضی هستیم ، مخصوصاً دادستان و رئیس دادگستری فعلی ، جناب آقای باقری . فرمانداران قبلی ؛ آقای عبدالرسول احمدی دیگری آقای علیرضا انصاری .
* اهل ورزش هستید ؟ نه زیاد ولیکن نورآباد خودش ورزش می باشد ، مخصوصاً وقت کشت خشخاش باید 2و3 ماه باید بری کوهنوردی .
* فوتبال ؟ نمی تونم فوتبال بازی کنم ، اما نگاه می کنم . (خیلی هم نگاه می کنم )
* طرفدار چه تیمی هستید ؟ تیمی که خوب بازی می کنه ، همه ی تیم ها بجز استقلال و پرسپولیس که مشکلات فوتبال ما رو هم بیشتر می کنند.
* پیشنهادتون به شهروندان شهر نورآباد و مسؤولین این شهر چیست ؟ قدر همدیگر رو بدونن ، دست از این طایفه گرایی ، جاوید و بکش و رستم بردارید . ما همه شعار وحدت سر می دهیم ، اما عملاً برخلافش عمل می کنیم . اگر پیرو ولایت هستیم ، باید همه چیز ولایت رو قبول داشته باشیم. طایفه گرایی بزرگترین ضعف شهر نورآباد می باشد و تا این مشکل هم حل نشود ، نورآباد آباد نخواهد شد. اینو مطمئن باشید.
* دل نوشته : من همه ملت ایران رو دوست دارم ، مردم نورآباد را دوست دارم ، محبت هاشون رو فراموش نخواهم کرد ، شجاعت مردم ممسنی رو دوست دارم ، غیرت این مردم را دوست دارم و فراموش نخواهم کرد . ما با هیچ یک از مردم و مسؤولین نورآباد مشکل نداریم ، توی بعد سیاسی مشکل ایجاد می کنند. مشکل داشتن تا مشکل ایجاد کردن ، تفاوت بسیار دارد . * بهترین سرباز یا پرسنل حوزه استحفاظی شما در طول این مدت : عمدتاً پرسنل ما اهل همین نورآباد هستند و همگی پرسنللی خوب و مجربند ، از همشون راضی هستم . شجاع هستند ، لذا ، سربازی بود به نام اخلاق عالی ، از دهات شهر سپیدان ؛ خیلی سرباز خوب و خانواده دار و وظیفه شناسی بود . که هنوز با من در ارتباط هستند. من مدیون محبت های پرسنل کادر همین منطقه هستم که همگی هم اهل این شهر هستند.
* نظرتون در مورد اینکه شماره همراه خود را به مردم شهر دادید ، چیست ؟ همه مسئولین باید چنین کاری رو انجام بدهند. رمز پیروزی من دو چیز است : شرکت در نماز جماعت ؛چون ارتباط با مردم برقرار می شد ، مردم نیازی نبود که ساعت ها پشت در بایستند که بخواهند ، صحبت هاشون رو مطرح کنند . توی مسجد به راحتی با من ملاقات داشتند. برقراری ارتباط تلفنی با مردم شهر . من شماره همراه خودم رو حتی به مدارس هم دادم ، تا در صورت لزوم مستقیماً ارتباط برقرار کنند.
* در پایان : از شما و همه مردم شریف نورآباد تشکر می کنم ، امیدوارم توانسته باشم ، در انجام وظیفه ام موفق شده باشم ، از همشون خداحافظی می کنم و از همشون التماس دعا دارم
[+] نوشته
شده توسط لـــــر زبــــــون در در ساعت | |